تبليغاتX
شبهای بی تپش -

شبهای بی تپش

رفتن چه سخته و دل كندن سختتر.اصلا من هميشه از جدا شدن و خدا حافظي و به قول يكي از اين صوبتا(منظور همون صحبتا) فراري هستم.ولي حالا كه ازمون دعوت شده بريم.  ما هم ميريم .دارم كم كم اسباب كشي ميكنم از اينجا ميرم يه جاي  شايد بهتر از اينجا .ولي خداييش دلم واسه اينجا هم تنگ ميشه  و حدود 3 سالي ميشه كه وبلاگمو راه انداختم .اولش پرشين  بلاگ بودم بعدش اومدم بلاگفا حالا هم دارم ميرم ...

البته  آدرس جديد رو  متعاقبا اعلام ميكنم (مثل  تشكيل جشنواره ها حرف زدم)

 

يه حرف ساده:آغاز كسي باش كه پايان تو باشد.

يه حرف ديگه:عادت كن كه به سخنان ديگران دقت كني

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:35  توسط نازنین  |