پدر
پدرم...پدر خوبم چنان در نگاهت غرق شده ام كه هيچ غمي در دلم جاي ندارد.
من به جز تو تكيه گاهي ندارم.دستانت را غرق بوسه ميكنم و ميدانم هيچ دستي گرمي دست هاي تو را براي من ندارد.
نوازش دستان مهربانت را بر سرم هنوز احساس میکنم.
پدرم،کدام شاخه گل خوشبو را تقدیمت کنم که وجودت سرچشمه ی مهربانیهاست
پدرم دوستت دارم چون با محبتي،دوستت دارم چون سینه ات به وسعت درياست،و اگر هيچ كدام از اينها هم نبود باز هم دوستت دارم چون پدرم:: هستي

یه حرف ساده: گشاده دست باش،جاری باش چون رود.
یه حرف دیگه:عذر خواهی ،فصل زرد کینه و دشمنی را به فصل سبز تبدیل میکند.
یه حرف دیگه:اونی که حرفهاش معماست( دیوانه) است. اونی که حرف و سکوتش هر دومعماست (عاشق).و اونی که سکوتش معماست( عاقل)
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 16:1  توسط نازنین
|