تبليغاتX
شبهای بی تپش

شبهای بی تپش

من نمیدانم

من نمیدانم و همین درد مرا سخت می آزارد

که چرا انسان، این دانا،این پیغمبر در تکاپوهایش

چیزی از معجزه، آن نور ره نبردست به اعجاز محبت

چه دلیلی دارد؟

چه دلیل دارد که هنوز مهربانی را نشناخته است

و نمی دانم در یک لبخند چه شگفتی هایی پنهان است؟

من بر آنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کارهاست

و نمی دانم که چرا انسان تا این حد با خد بیگانه است؟

و همین درد مرا سخت می آزارد.

                                                             فریدون مشیری

                                                                              

 بهار هم داره از راه میرسه حالا با بو یا بدون بو ! چیکارش داریم ما میزاریم بیاد.اگه دلمون خوش باشه بوی خوبی میده دلتنگ باشیم بوی بدی میده و حوصله نداشته باشیم اصلا هیچ بویی رو احساس نمیکنیم.بهر حال منم براتون ۱۲ماه شادی، ۵۲هفته خنده،۳۶۵روز سلامتی، ۸۷۶۰ساعت عشق ،۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ،۳۱۵۳۰۰۰ثانیه دوستی آرزو میکنم.

یه حرف ساده:در ازای هر ۱۰ دقیقه خشمگین شدن،۶۰۰ ثانیه شادی را از دست میدهیم.

یه حرف ساده ی دیگه: قبول حقیقت از بیان آن سخت تر است.

یکی دیگه:آنقدر خردمند نشوید که لذت خندیدن را از دست بدهید.

و یکی دیگه:وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 15:25  توسط نازنین  | 

زندگی

هی فلانی... با توام... زندگی شاید همین باشد!!!!!!

یک فریب ساده کوچک

آن هم از دست عزیزی

که دنیا رو جز برای او نمی خواهی

آری زندگی بگمانم باید همین باشد.!!!!!!!

                                                (   من این حرف نوشتم چنان که غیر نداند

                                                    تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که دانی)

یه حرف ساده: به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، به هیچکس بدی نکن

یه حرف ساده ی دیگه:هیچ مشکلی دائمی نیست.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 20:19  توسط نازنین  | 

در کلام تو میشود شکست.

 در نگاه تو میشود گریست.

در خیال تو میشود شکفت.

دربرگ نگاهت عشق قربانیست.

در شکوه کلامت مرگ زندگیست.

در خیال تو غرق شدن رسیدن به آرزوست.

درنگاه تو گم شدن رستگاریست.

لبخند تو زیباترین غنچه .

دوریت دردناکترین غروب پاییزی .

در دریای محبت تو غرق شدن ساحل آرامش.

درحسادت تو سوختن خانه در گردباد ساختن.

چه عارفانه گریه ایست در تو گریستن.

وچه بی صدا شکستنی است در تو شکستن.

 

حرف ساده:اگر از هر چیزی بهترینش را نداری از هر چیزی که داری بهترین استفاده رو بکن.

یه حرف ساده ی دیگه: انتقاد دیگران را فرصتی برای تحلیل خویش بدانید.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 21:27  توسط نازنین  | 

یک تحقیق نشان داده که خندیدن پیش از خواب باعث کاهش وزن میشود.(با شما که خیلی لاغری نیستما)پایگاه اینترنتی البیان نوشت:احساس خوشبختی و خندیدن زیاد تاثیر بسزایی در سیستم گوارشی میگذارد و باعث میشود افراد خیلی زود وزن کم کنند(علت لاغر بودن خودم هم همینه که همیشه خندونم)

مارک ماتیسون استاد بیماریهای روانی و ناظر بر این تحقیق گفت: کسانی که در طول روز روزه میگیرند و شب هنگام غذا میخورند برای کاهش وزن از شانس بالایی برخوردارند.

مثل این پسر کوچولو که میخنده و وقتی میگیم کی میای بوشهر؟ میگه: میام اما یه کم طول میده .وقتی هم بهش میگیم چه خبر ؟ میگه: سلامتی

                                   

یه حرف ساده:سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.

یه حرف ساده ی دیگه:آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 15:58  توسط نازنین  | 

خواستگار(م.مودب پور)

دختر--من اینجوری ازدواج نمیکنم

داداش-- بالاخره که چی؟گیرم یه سال دیگه هم شوهر نکردی !اصلا تو بگو با نفس ازدواج مخالفی یا موافق؟

دختر-- موافق

داداش-- خب مبارکه ایشاالله !زن یکی از همین گندو... که میان برات بشو برو دیگه!تو که بیچاره رو سر سال سه تا سکته میدی دیگه چه غصه داری؟

دختر-- آخه داداش میدونی چیه؟ من کلا با نفس خواستگاری مخالفم

داداش-- آها یعنی یه سر بریم سر عقد و عروسی؟

دختر-- نه منظورم اینه که من نمیخوام کسی بیاد خواستگاریم. خودم میخوام شوهرمو انتخاب کنم

داداش-- چی گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟

دختر-- چرا باید دخترا همیشه نهایتا از بین 3 یا 4 نفر یکی رو انتخاب کنیم؟ اما شما مردا حق دارین از بین این همه دختر انتخاب داشته باشین؟ کی این حق رو از ما گرفته؟ من میخوام مرد زندگیم رو خودم انتخاب کنم اگه از یه پسر خوشم اومد برم خونشو یاد بگیرم و برم خواستگاریش... داداش به خدا ازت خجالت میگشم چه جوری دیگه بگم؟

داداش-- آی قربون خواهرم برم که آنقدر ماخوذ به حیاس!واقعا باعث خوشحالی و افتخاره که تو آنقدر خجالتی هستی!بمیرم برات اینقدر شرم و حیا هم خوب نیستا!

داداش-- تو غلط میکنی که میخوای این بلا رو سر ما پسرا بیاری!حالا دیگه یه تک پا هم که میخوایم از خونه بریم بیرون همش باید تن و بدنمون بلرزه که نکنه فلان دختر خواستگارمونه و داره پشت سرمون میاد که ببینه ما نجیبیم یا نا نجیب!دوره آخرالزمون شده به خدا دیگه!

دختر-- داداش این بود شعارایی که میدادی ؟ مگه تو خوشبختی منو نمیخوای؟ مگه تو منو دوست نداری؟ دلت میخواد که من بعد از شیش ماه بچه بغل طلاق بگیرم؟

داداش--دلمم بخواد نمیشه عزیز.نامزدی و عقد و عروسی و بچه دار شدن و طلاق گرفتن هیچ جوری تو شیش ماه نمیشه! فهمیدی چی میگم ؟ دیگه هم حرف اضافی نباشه.

دختر-- باشه داداش .هر جور شما بخواین ولی این حسرت رو دارم که هیچ وقت نتونستم با مردی که خودم دلم بخواد زندگی کنم.

داداش-- آخه خواهرم یه خرده فکر کن!اینجا ایرانه ماها فرهنگ خودمون رو داریم!ماها هنوز تا یکی قیچی رو بهم میزنه بهش میگیم نزن دعوا میشه!ماها توی سال 2005 میگیم آب رو گربه نریز زگیل در میاری!ماها هنوز اسیریم!اسیر این چیزا و هزار خرافات دیگه !حالا تو میخوای یه همچین جایی راه بیفتی بری خواستگاری پسر مردم؟ اینجا مرده با بدبختی میره خواستگاری یه دختر و با هزار مکافات بله رو از دختره میگیره و با مصیبت باهاش عروسی میکنه .اون وقت سر سال نشده به دختره میگه : انداختنت به من ! حالا حساب کن اگه دختره بره خواستگاری چی میشه؟

بقیه ماجرا رو برید کتاب بخرین بخونین

.....

یه حرف ساده:با دم زدن از هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده مگذار زندگی ذره ذره از لابلای انگشتانت بلغزد.

یه حرف دیگه:از پیشرفت آهسته هراس نداشته باش از رکود بترس.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 23:35  توسط نازنین  |