تبليغاتX
شبهای بی تپش

شبهای بی تپش

فالگیر

خانم بیا فالتو بگیرم.

__ نمیخوام

خانم جان راست میگم به خدا.خانم به این خوشگلی حیفه که فالتو نگیرم.

__ چشات خوشگل میبینه نمیخواد برای یه فال ،دروغ بگی بهم که خوشگلم

نه خانم جان دروغم چیه؟اگه خوشگل نبودی که بهت نمیگفتم

__ اصلا ،خوشگل یا زشت دوست ندارم بدونم چی میشه سرگذشتم. خوبه؟برو خدا یه جای دیگه عوضتو بده.من به این چیزا اعتقاد ندارم.

نمیخوای که نخواه دعوا نمیخواد بکنی که با اون شکلت.کاشکی قشنگم بودی یه چیزی اینجوری پز میدی

__ دیدی حالا؟چی شد یه دقیقه پیش خوشگل بودم ولی حالا با اون شکلم؟

خوب خانم منم میخوام از یه راهی نون در بیارم دیگه

__ آها این شد این یه چیزی بگو میخوام یه پولی گیرم بیاد دیگه هندونه نذار زیر بغل مردم و تهمت خوشگلی نزن بهش .خوب؟؟؟

یه حرف ساده:این شمایید که به مردم می آموزید چگونه با شما رفتار کنند.

یه حرف ساده ی دیگه: از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:0  توسط نازنین  | 

سلام.

من موندم چرا این پدرو مادر من منو اینجا نگه داشتن با این همه استعدادهای شکوفا و نهفته، اصلا هدف خداوند از خلقت همچین بشری (من) در این شهر چی بوده که دنیایی رو بهم میریزم با این استعدادها ،اگه مرزها رو نبندن بخدا یه مدت دیگه مغزم فرار میکنه میره اونور آبها واقیانوسها با اختراعات و ابداعات جهان رو بهم میریزه حالا اینها رو گفتم که بگم چند سال پیش که آیدی ساختم(دوران جوونی) و گاه گداری میرفتم اینترنت و الان حدود یک سالی شایدم بیشتر میشه که نمیرم هر کاری میکنم یادم نمیاد پسوردهام چی بوده هر چی به این مخم فشار میارم یادم نمیاد که نمیاد یکی نیست بهم بگه دختر تو با اینهمه هوش و استعداد چطور نرفتی تیز هوشان حیف تو نیست که رفتی ...؟حالا کاش یه جایی گوشه ی دفتری روی دیواری یادداشتشون کرده بودم .بگذریم خیلی از خودم تعریف کردم میترسم چشمم بزنن یه وقت، توی دلتون یه ماشاالله بگین تو رو خدا که تلف نشم توی جوونی آخه هنوز هزار امید و آرزو دارم

یه حرف ساده:برای اینکه عمق عشق را در قلب خود بیازمایید ببینید چقدر آنان را که تحملشان برایتان دشوار است دوست دارید.

یه حرف ساده ی دیگه:وقتی با وضعیتی دشوار مواجه شدی در صدد یافتن راه حل باش نه راه فرار.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 23:43  توسط نازنین  | 

حسین

 

 

 

یه عمریه دلم میخواد پا بزارم تو کربلا

بسته دلم بار سفر به قصد دشت نینوا

به دل میگم غصه نخور رقیه ویزاشو میده

قسم به اون خدای خود برگ جوازشو میده

کلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمیشود

مسیح اگر دوا دهد بی تو شفا نمیشود

گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من کرب و بلا نمیشود

مولای ما معلم عیسی ابن مریم است

عیسی اگر آخر عمرش به عرش رفت

قنداقه ی حسین شرف عرش اعظم است

با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت او شاه مصر باشد و این شاه عالم است.

 

یه حرف ساده:بکوشید که در برخورد با دیگران او را به دیده ی یک معلم بنگرید و چیزی از او بیاموزید.

یه حرف ساده ی دیگه:مرگ تنها یک به هم پیوستن است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 23:34  توسط نازنین  | 

دلم برای باغچه میسوزد

 

دلم برای باغچه میسوزد

کسی به فکر گل ها نیست

کسی به فکر ماهی ها نیست

کسی نمی خواهد

باور کند که باغچه دارد میمیرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی میشود

و حس باغچه انگار

چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده است

                                                                    فروغ فرخزاد

یه حرف ساده:وقتی تصمیمی گرفتی روی آن تصمیم بمان مانند خطی که روی بتن کشیده ای.(رشته نقشه کشی و معماری بودن اینه دیگه)

یه حرف ساده ی دیگه:دنیا پر از مجهول است، ارزش ما اندازه ی مجهولاتی است که کشف میکنیم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:6  توسط نازنین  | 

چیزی نمیدونم فقط اینو حس کردم که:

آن کس که می گرید یک غم دارد

ولی آن کس که می خندد هزاران درد دارد که نمیداند برای کدامین بگرید .

یه حرف ساده:فاصله انسان تا ابدیت یک قدم است این یک قدم را عاشقانه بردار.

یه حرف ساده ی دیگه: برای اینکه پیش روی قاضی نایستی پشت سر قانون راه برو

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 21:27  توسط نازنین  |