تبليغاتX
شبهای بی تپش

شبهای بی تپش

سلام.اول از همه میلاد با سعادت مولای متقیان ،امیر المومنین،حضرت علی (ع) را به همه ی مسلمین تبریک گفته.و روز پدر رو هم به همه ی پدران زحمتکش و عزیز و مهربان به خصوص به پدر خودم تبریک میگم.

پدرم،چنان در نگاهت غرق شده ام که هیچ غمی در دلم جای ندارد.چنان به تو تکیه کرده ام که انگار هیچ تکیه گاهی جز تو ندارم.دستانت را غرق بوسه میکنم،میدانم هیچ دستی  گرمی دستهای تو را برای من نخواهد داشت و سرم را بر روی قلبت میگذارم تا صدای تپش منحصر به فرد دل مهربان تو را بشنوم.

کاش میدانستی تیک تیک قلب تو چه آرامشی میدهد و چه آرامشی بالاتر از بودن با تو.دوستت دارم ،چنان که هیچ کس مانند تو بوی دوستی ندارد.دوستت دارم،چون دوستدار محبتی.دوستت دارم ،چون سینه ات به وسعت دریاست.

یه حرف ساده:کوچکتر که بودیم،دل بزرگتری داشتیم،امروز که بزرگیم چقدر دلتنگیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 7:21  توسط نازنین  | 

خواب دیدم با خدا بودم

خواب دیدم در ساحل باخدا قدم میزدم.

بر پهنه ی آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق میزد

در هر صحنه دو جفت جای پا روی شنها دیدم

یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا

وقتی آخرین صفحه در مقابلم برق زد

به پشت سر و به جای پاهای روی شنها نگاه کردم

متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام

فقط یک جفت جای پا روی شنها بود

همچنین متوجه شدم که این در سختترین و غمگینترین دوران زندگی ام بوده

این برایم ناراحت کننده بود و در باره اش از خدا سوال کردم:

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود

ولی دیدم که در سختترین دوران زندگی ام فقط یک جای پا وجود داشت؟

نمی دانم چرا آن زمان که بیش از هر وقت دیگری به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی؟

خدا پاسخ داد:بنده ی عزیز،من در کنارت هستم و هر گز تنهایت نخواهم گذاشت

اگر در آزمون ها و رنجها فقط یک جای پادیدی زمانی بود که من تو را در آغوشم جای داده بودم چون تو قادر به راه رفتن نبوده ای،آری  من هرگز تنهایت نگذاشتم.

یه حرف ساده:اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید،آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

یه حرف ساده ی دیگه:ما زمان را تلف نمی کنیم،این زمان است که ما را تلف می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 7:18  توسط نازنین  | 

اگر

اگر من با آقای شهردار روبرم میشدم اصلا سوال نمیکردم که در چه زمانی آسفالتهای خیابانها همه صاف میشوند؟و اینهمه زود به زود مثل جگر زلیخا نمشود،هیچ وقت از ایشان نمی پرسیدم آقای شهردار شما از آن گروه معتقدین  که آسمان همه جا یک رنگ است؟و چون این سوال را نمی کردم به دنبالش هم نمی پرسیدم که آقای شهردار گیرم که آسمان همه جا یک رنگ است آیا زمینها هم همین حال را دارند؟مثلا خیابانهای همه ی محله ها  یا شهرهامثل همند؟...

من اصلا نمی پرسیدم که آقایان به عقیده شما آدم مهمتر است یا ماشین؟حرکت لازم است یا ایستادن؟وبعد اگر تعجب نمی کرد خیلی آهسته می گفتم که برای ایستادن ماشینها کارهای زیادی کرده اند ولی برای به حرکت در آوردن آدمها شاید یک قدم هم نه.ودلیل می آوردم که ما، همانهایی که چه بخواهیم و چه نخواهیم فردایی داریم احتیاج به زمینهای ورزشی و تفریحی ...و خیلی چیزهای دیگر داریم.طراوت، شادابی،.....

یه حرف ساده:توی هفته کتاب ،۷تا کتاب خرید،۷روز خواندولی اینقدر کتابها گران بود که ۷۰ روز جیبش خالی بود.

یه حرف ساده ی دیگه:دوست مثل ماشین در روز بارانی کمیاب میشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 10:12  توسط نازنین  | 

                                  مادرم روزت مبارک

مادرم بی تو مثل دریا یی بی آبم،بی تو مثل ساحل بی دریا یم،مثل ماهی بی صیاد،مثل جزیره ی بی کاشف،مثل کشتی بی رهبر،تو واژه ای مقدسی،تو مو جو دی ستودنی و با ارزش در همه ی فرهنگ ها و به خصوص در فرهنگ ایرانی ما،اگر مادر نبود چه کسی دلشوره و دلهره هایمانرا می زدود؟اگر مادر نبود چه کسی اشک هایمان را پاک می کرد؟اگر مادر نبود چه کسی ما را به دعای خیر می آراست؟اگر مادر نبود دلتنگیها یمان را کدام سنگ صبور تاب شنیدن داشت؟اگر مادر نبود ما هم نبودیم،پس بی جهت نیست که می گویندبهشت زیر پای تو  مادر مهربان است.قدر تو را میدانستم و حالا بیشتر می دانم.مادرم،عزیزم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجودت می کردم،اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم اگر اشک بودم همچون ابر بهاران می گریستم اما افسوس که نه گلم،نه محبت،نه اشک،فقط می دانم که از صمیم قلب دوستت دارم وتنها می توانم بگویم مادرم روزت مبارک.

یه حرف ساده:صداقت تنها امتحانی که نمی توان درآن تقلب کرد.

  یه حرف ساده ی دیگه:هیچکس در نظر ما کامل نیست مگر زمانی که عاشقش باشیم        

 

 

                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 11:3  توسط نازنین  |