تبليغاتX
شبهای بی تپش

شبهای بی تپش

سلام.خوب و خوشین؟یه مدتی نتونستم بیام آپدیت کنم ،آخه گرفتار بودم ای چند روزه و حال درست وحسابی نداشتم.چند روز پیش از پله های مدرسه سر خوردم و افتادم بد جور هم افتادم  که مغزم صدا کرد از اول سال همه میدونستن که این پله خرابه  چندین و چند بار هم رفتیم گفتیم به این پله برسین خرابه ،اساسی هم خرابه یه تعمیر کلی میخواد ولی کسی گوش نکرد که نکرد ،مگه من تنها افتادم؟نه بابا تا اونجایی که من سراغ دارم  فقط از همکلاسیهای خودم در عرض این یک سال ۲۳ نفر  افتادن از این پله لعنتی.اینقدر گفتیم و گفتیم که دیوارهای مدرسه جواب دادن ولی مسئولها  نشنیدن نمیدونم والله اینها با اینکارشون وجدانشون درد نمیگیره؟فردا نمیخوان جوابگو باشن توی اون دنیا؟ اهل نفرین نیستم ولی همش میگم خدا جوابشون بده الهی ،نمیگن یکی می افته ناقص میشه؟نمیگن یکی می افته میمیره؟ دلم از این میسوزه که چقدر خودم از طرف همه ی بچه ها رفتم و حرف زدم و نالیدم و فقط اشک نریختم که بابا این چه وضعیه؟ یکی هم به حرف دل ما گوش کنه،نا سلامتی ما نسل جوان  این مملکتیم  کی به مشکلات ما رسیدگی میکنه؟ فقط بر وبر  توی اون چشهام نگاه میکرد و هیچی نمیگفت، چشم درد گرفتم از بس نگام کرد ولی دریغ از یک کلمه ی امیدوار کننده.خدایا هر چی مدرسه ی بدون امکاناته خودت خراب کن.خدایا هر چی پله ی لق و از پایه خرابه خودت  یا ویرونشون کن یا مرمت.الهی یه گوش شنوا هم بده به این مدیرهای مدرسه.خدایاروزی که اخلاق تقسیم میکردی این مدیر و ناظمها توی کدوم صفی بودن که هیچی نصیبشون نشد؟دیگه دارم خفه میشم به کی بگیم دردهامونو؟خدایا خودت یه رحمی کن به ما جوونها که جوونی نکرده پیر شدیم از دست این به اصطلاح بزرگترها.سرشماها رو هم درد آوردم با حرفهام، چی کار کنم؟

یه حرف ساده:برای یک لحظه گذرتند  عمر را نظاره کنیم،آهی بکشیم و آرزو کنیم کاش هنوز بچه بودیم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:31  توسط نازنین  | 

سلام...بابا این امتحانات  دست از سر هر کسی کشید از سر ما دست نکشیده، هنوز  یکش مونده. انگاری قصد تمومی نداره از بس میدونه من از درس خوندن خوشم میاد. بعضی ها هم بهم میگن تنبل آره والله از تنبلی که حرف ندارم چی کار کنم مثل بعضی ها زرنگ باشم ها؟ حالا جالب اینجاست که نمیدونم چی بنویسم ؟ حرفم هم نمیاد آخه دقم گرفته از دست این مدرسه و مسئولینش همش هم نمیشه که شکوه و گلایه کرد وقتی کسی به دادت نمیرسه پس چیزی نگم بهتره فقط از خدا میخوام که به دادمون برسه.پس یه چند تا جمله ی جالب(به نظر خودم البته) براتون مینویسم.

ـــ آیا میدانستی:که طوطی چرچیل هنوز زنده است؟این طوطی ۱۰۴ سال سن دارد

ـــ آیا میدانستی :که در بین جانوران بی مهره،گروهی هستند که خونشان آبی  رنگ میباشد؟

ـــ آیا میدانستی: که انسان سالانه بیش از ده میلیون مرتبه پلک میزند؟

ـــ آیا میدانستی :که اثر لب و زبان هر کس،مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است؟

ـــ آیا میدانستی :که کبوتر تنها پرنده ایست که با مکیدن آب مینوشد؟پرندگان دیگر برای قورت دادن آب سرشان را بالا میگیرند.

یه حرف ساده:سعادت مثل پروانه ای است که روی برگهای گل بخواب رفته باشد به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز میکند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 23:17  توسط نازنین  | 

خواب

دانش پزشکی ظرف چند دهه ی اخیرموفق به اکتشاف مهمی پیرامون خواب شده است و آن کشف بخش مهم در طول خواب انسان به نامREM    بوده است.پس از آنکه حدود ۴۵ دقیقه از به خواب رفتن انسان گذشت،مرحلهREM    آغاز میشود و به مدت کوتاهی حدود ۱۰تا۱۵ دقیقه ادامه میابد.که در این مرحله به طرز اسرار آمیزی تمام عظلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت میشود و نوار مغزی به جای حالت خواب،حالت بیداری کامل نشان می دهد.بطوریکه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.در طی REM   درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره بالا میرود،که چنانچه شخص را در این حالت بیدار کنیم به احتمال قوی ابراز میکند که داشتم خواب میدیدم.مرحلهREM    پس از ۱۵دقیقه متوقف میشود و پس از آن در طول خواب به طور دوره ای ومنظم تکرار میشود یعنی در یک خواب ۸ساعتی ۹۰ دقیقه در حالتREM    خواهد بودوقسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد.و در یک روش درمانی جدید برای بیماران افسرده که بیش از افراد معمولی در این حالت بسر میبرند زمان بیدار شدن برای نماز صبح میباشد که سبب کاهش قابل ملاحظه میزان خوابREM    در این اشخاص میشود،که چنانچه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی کند در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM   را گرفته است.پس بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی میتواند به عنوان واکسنی در پیشگیری از افسردگی مطرح باشد.لازم به توضیح است که خوابREM    در حد تعادل برای سلامت و رفع خستگی لازم است اما زیاد آن منجر به مشکلات مختلف از جمله افسردگی میشودو نقش نماز بعنوان متعادل کننده  میزان REMمطرح است .

حالا مگه جرات میکنیم صبح ها بیشتر بخوابیم؟ که فوری ماجون با خوندن این مطلب میگه افسردگی میگیری بیدار شو(البته روزنامه رو قایمش کردم)

یه حرف ساده:طعم بخشش را بچش.بیشتر از آنکه درباره اش صحبت کنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 12:10  توسط نازنین  | 

قبول دارم مثل بقیه ی حرفهاتون این حرف هم با منطق هست و مورد قبول ،ولی ای کاش بزرگترها  همینطور که خودشون تجربه کردند  میگذاشتند جوانها هم با تجربه به بعضی حقایق پی ببرند.

اینطوری درک و فهمش هم برای ما آسونتر بود حتی اگه به اون چیزی که میخواهیم نرسیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1384ساعت 22:55  توسط نازنین  |