رفتن چه سخته و دل كندن سختتر.اصلا من هميشه از جدا شدن و خدا حافظي و به قول يكي از اين صوبتا(منظور همون صحبتا) فراري هستم.ولي حالا كه ازمون دعوت شده بريم. ما هم ميريم .دارم كم كم اسباب كشي ميكنم از اينجا ميرم يه جاي شايد بهتر از اينجا .ولي خداييش دلم واسه اينجا هم تنگ ميشه و حدود 3 سالي ميشه كه وبلاگمو راه انداختم .اولش پرشين بلاگ بودم بعدش اومدم بلاگفا حالا هم دارم ميرم ... ![]()
البته آدرس جديد رو متعاقبا اعلام ميكنم (مثل تشكيل جشنواره ها حرف زدم)
يه حرف ساده:آغاز كسي باش كه پايان تو باشد.
يه حرف ديگه:عادت كن كه به سخنان ديگران دقت كني

يه حرف ساده:اگر كسي را خيلي دوست داري به خاطر عشقت بجنگ ولي هيچ عشقي را از او گدايي نكن.
يه حرف ديگه: منتظر باش اما معطل كسي نشو.
خداوندا!در اين برهوت عاطفه هر كه را تتمه دلي براي مهر ورزيدن هست گرامي بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مكن.
خدايا !كاري كن كه دل قرار گيرد.
خدايا !عاشقان را بساز و خستگان را بنواز.
خدايا !دلهاي سنگ آسا را بشكن تا مگر در شكستگي ها نشاني از تو بيابند.
خدايا !توفيق ده كه جز به مقام تو نينديشم و جز به جاه تو دل نبندم و جز منصب رضاي تو آرزو نكنم.
خداوندا! به ما آنچنان فراستي اعطا كن كه عشق را از هوس بازشناسيم و نور رحمان را از تار شيطان تميز دهيم و ميان حقيقت و باطل فرق بگذاريم.
يه حرف ساده:موقعي كه تولد شدم گريستم و هر روز نشان ميدهد كه چرا گريستم.
يه حرف ديگه:لگد بهتر از طعنه است.
یه حرف دیگه:مانند علما بنویس و مانند توده حرف بزن.
دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم..........................

يه حرف ساده:چگونگي استفاده از سرمايه زمان بر عهده ماست.
يه حرف ديگه:يك لحظه بي دقتي سالها پشيماني به همراه دارد.
عزيزي ميگفت:اينگونه زندگي كن
شاد اما دلسوز
ساده اما زيبا
مصمم اما بي خيا ل
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدي
سبز اما بي ريا
عاشق اما عا قل
يه حرف ساده: در مورد اشتباهات ديگران قضاوت نكن.اشتباهات خودت را پيدا كن.
يه حرف ديگه:عشق واقعي ايثار است. با دادن، نه با ستاندن.با از دست دادن، نه به دست آوردن.
يه حرف ديگه: عشق حتي زماني كه آسيب ببيند نمي تواند آسيب برساند
سلام.فصل تابستون كه ميشه تحمل گرماش و بي كاري يه طرف، تحمل تنهايي ها و آشپزي كردنها و خونه داريش هم يه طرف.اين فسقلي كاري كه براي ما انجام نميده مامان رو هم دربست گرفته براي خودش همه ي مسابقاتش يه برنامه اي جور ميكنه كه با خودش بكشونه ببرتش .يكي نيست به اين بچه بگه كمكت پيشكش، نخواستيم بابا ، لااقل همه رو نكشون با خودت اينور و اونور.خلاصه الان يه 5.6 سالي ميشه كه چشممون رنگ يه مسافرت خونوادگي و دست جمعي رو نديده هميشه هر كسي خودش تنهايي به اردو و مسابقه و مسافرت ميره .البته بد نميگذره ها ولي با خانواده هم يه حس و حال مخصوص به خودش رو داره.باور كنين دلم به حال خودم نميسوزه دلم براي اونهايي ميسوزه كه مجبورن آشپزي منو تحمل كنن.
خدا به دادشون برسه![]()
يه حرف ساده:كسي كه بر خشم خود مسلط است چون زورقي بر دريا چه آرام زندگي پيش خواهد رفت.
يه حرف ديگه:وقتي عصباني شدي قدري خاموش باش.
يه حرف ديگه:برنامه ريزي كارها يعني آوردن آينده به حال.
خاموش و پر خروش
آرام و بي صدا
دور از چشمها
عشق نيمه جان
خزيد به ساحل زندگي
از خانم فولادپور
يه حرف ساده:اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش.
يه حرف ديگه:هر گز به آرزوهاي ديگران نخند.
يه حرف ساده:لجبازي سرآغاز تبهكاري است.
يه وقتهايي میشه كه دلت گرفته و طاقت شنيدن حرفهاي هيچ كس رو نداري؟
دنبال بهونه ميگردي تا يكي بغضت رو بتركونه و اشك از چشمهات جاري بشه اونوقت به تاريكي اتاقت پناه میبري و در گوشه اي زانوي غم بغل ميگيري و اونقدر تو خودت فرو ميري كه انگار تنهاترين آدم روي زميني و در سكوت صدايي از عمق وجودت فرياد ميزنه كه زندگيت رنگ خزون گرفته و يكي داره داد ميزنه ...
بلند شو ديگه چرا اينهمه ميخوابي بسه ديگه لنگه ظهره![]()
یه حرف ساده: دست کم روزی ۳ بار تمرین لبخند زدن کنید.
یه حرف دیگه:هوشیار باش که روزگار ،رازهای سرپوشیده را آشکار میکند.
یه حرف دیگه:هیچ وقت دری را که نمیتوانی باز کنی ،نبند.
پدرم...پدر خوبم چنان در نگاهت غرق شده ام كه هيچ غمي در دلم جاي ندارد.
من به جز تو تكيه گاهي ندارم.دستانت را غرق بوسه ميكنم و ميدانم هيچ دستي گرمي دست هاي تو را براي من ندارد.
نوازش دستان مهربانت را بر سرم هنوز احساس میکنم.
پدرم،کدام شاخه گل خوشبو را تقدیمت کنم که وجودت سرچشمه ی مهربانیهاست
پدرم دوستت دارم چون با محبتي،دوستت دارم چون سینه ات به وسعت درياست،و اگر هيچ كدام از اينها هم نبود باز هم دوستت دارم چون پدرم:: هستي

یه حرف ساده: گشاده دست باش،جاری باش چون رود.
یه حرف دیگه:عذر خواهی ،فصل زرد کینه و دشمنی را به فصل سبز تبدیل میکند.
یه حرف دیگه:اونی که حرفهاش معماست( دیوانه) است. اونی که حرف و سکوتش هر دومعماست (عاشق).و اونی که سکوتش معماست( عاقل)

توی این مدتی که میرفتیم کارآموزی .چون بیشتر کارهاشون مربوط به آسفالت کاری بود مدیر شرکت بهمون گفت ماکت بسازیم .ما هم که خیلی از ماکت سازی خوشمون میومد از این پیشهناد استقبالیدیم و شروع کردیم به کار.که اینم حاصل دسترنجمون بود در این مدت .البته من بودم و 3 تا همکلاسیها ی خوبم . و بازم البته مشوقان زیادی داشتیم در شرکت که اینقدر تشویقمون میکردن که دلمون میخواست ماکت بوشهر رو کاملا درست کنیم..و دوباره البته در آخر کار مدیریت محترم آن شرکت معتبر دستمزد هم به ما دادند و با شرط خریدن شرینی برای پایان کارمون به چهار نفرمون نمرات بالایی دادند. البته عکسها از زاویه متفاوت گرفته شده باید ببخشید .
یه حرف ساده: انسانها چنان سرگرم تغییر دادن شرایط زندگی هستند که خود را فراموش میکنند.
یه حرف دیگه:دلهایی که به واسطه غم بهم گره میخورند،در شوکت شادمانی از هم جدا نخواهند شد.
یه حرف دیگه: دوستی مسئولیتی شیرین است،نه یک فرصت.
بعضیها خوبه که هنوز پشت کنکوری هستن (رشته های فنی رو میگم).برای مثال یکی از این بعضیها خودم هستم که کلی از درس و مشقم عقب افتادم تا به صندلی طلایی دانشگاه بخواهم برسم
.به خصوص که ما نسل سومی ها رو چقدر دوستمون دارن این ملت ،وبهمون احترام میذارن و هی کلاس تست و کلاس درسی برامون میذارن که از قافله ی دانشجوهای محترم عقب نمونیم و بتونیم سری تو سرها در بیاریم و بتونیم یه سرکی توی حیاط و کلاسهای دانشگاه ملی و آزااااااااااااد اینجا بکشیم .ما به دورانی تعلق داریم که خیلی از جوانها به دنبال حقیقت و واقعیتند، خیلیها خواب یا بیدارند و دوست دارند کسی از خواب بیدارشان کند. البته زندگی خیلی فراز و نشیب داره ولی تو رو خدا اصلا نترسین همدوره ای های عزیز چون زندگی اینقدر فراز و نشیب داره که وقتی برسی به اول سر بالاییش خواه نا خواه از خواب بیدار میشیم که هیچی از بیدار هم بیدارتر میشیم .فقط یادمون باشه شبها مسواک بزنیم و زود بخوابیم
یه حرف ساده:قلب با دهان نسبت معکوس دارد آنان که قلبهای بازتر و وسیعتر دارند دهانهایی بسته تر دارند.
یه حرف دیگه:هر آنچه می اندیشیم و هر عملی که انجام میدهیم در حافظه طبیعت ثبت میشود.
یه حرف دیگه:آن کس که در قلب خود عشق دارد قادر به آسیب رساندن نیست.
1_
آیا افراد نابینا خوابهایشان را میتوانند ببینند؟2_اگر متصدی اورژانس دچار حمله ی قلبی شود با چه کسی تماس میگیرد؟
3_چرا پیتزای گرد را داخل جعبه های چهار گوش میذارند؟
4_آیا قادرید زیر آب گریه کنید؟
5_چرا حوله های حمام را میشویید؟مگر نه اینکه موقع استفاده از آنها تازه حمام کرده اید و تمیز هستید
؟هر چی به ذهنتون رسید جواب بدید.
یه حرف ساده:از دیگران انتقاد نکنید بلکه همان کار را بهتر و درست انجام دهید.
یه حرف دیگه:مشکلات برای کسانی که دلیرند پله های تعالی به شمار می آیند.
یه حرف دیگه:لحظات زندگی ارزشمندند،در صورتی که بدانیم با آنها چه باید کرد.
بعضی ها خودشون منحرف هستند که خداوند خودش بهشون کمک کنه،بعضی ها هم این عضو تنفسی دچار انحراف شده ،حالا حکایت ما شده بعد از سالها ناراحتی و دردسر از طرف این عضو منحرف و نافرمان تنفسی میخوام برم ببینم جناب دکتر کی وقت عمل رو میده که به راه راست بیاریمش.التماس دعا داریم ![]()
![]()
یه حرف ساده:دیروز بخشی از تاریخ است،فردا رمز و رازی بیش نیست،و امروز هدیه است ،قدر این هدیه را بدان.
یه حرف دیگه:دست نیافتنی ترین چیز در زمین زمانی است که از دست رفته است.
کوچه خالیست و شب به انتها رسیده...
منم و خلوت یک پنجره و آلبومی لبریز از خاطرات .
کودکی هایم را ورق میزنم.وجودم پر میشود از عطر نجیب سادگی.
روزهایی که تمام دلخوشی ام بالا رفتن از پله های خانه بود یا رسیدن به زنگ در خانه.حالا مانده ام و حسرت تکرار بچگی ها. نفس عمیقی میکشم.
گاهی چه زود دیر میشود.

یه حرف ساده:اگر نفرت را با نفرت پاسخ دهید همچنان ادامه خواهد یافت.
یه حرف دیگه: زیبایی رویا، انسان را در زندگی پیش میبرد.
یه حرف ساده: انسان به گونه ای زندگی میکند که گویی هر گز نمیمیرد و به گونه ای میمیرد که گویی هر گز زندگی نکرده است.
یه حرف دیگه: لبخند بزنید زیرا لبخند و نگرانی هر گز نمی توانند در کنار هم باشند.
1-انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 اتفاق افتاد ،انقلاب آلمان در سال 1917اتفاق افتاد، تفاوت 129سال.
2-ظهور ناپلئون بناپارت
درسال 1799 اتفاق افتاد، ظهور هیتلر در سال 1927 اتفاق افتاد تفاوت 129 سال.3-مجددا ناپلئون بناپارت در سال 1804 امپراتور فرانسه شد،هیتلر در آلمان سال 1933 به مقام صدر اعظمی رسید،تفاوت 129 سال.
4-ناپلئون در سال 1812 به روسیه لشکر کشید،هیتلر در سال 1941 به روسیه لشکر کشید،تفاوت 129 سال.
5-ناپلئون در سال 1814 از روسها شکست خورد ،هیتلر در سال 1943 در جنگ استالینگر روم از روسها شکست خورد ،
تفاوت 129 سال!!!!
یه حرف ساده:بهترین درمان خشم تاخیر است.
یه حرف دیگه: انسانهای کوچک با بلوغ به تکلیف میرسند و انسانهای بزرگ با انجام تکلیف به بلوغ میرسند.
تموم شد.زودتر از اون چیزی که من فکرشو میکردم انگار همین پریروز بود دویدم از توی مدرسه و اومدم پیش مامان و گفتم اوخ جون پنجم رو تموم کردم و رفتم راهنمایی بازم انگار دیروز بود دوره ی راهنمایی با همه بچه بازیهاش تموم شد و امروز که دیگه روز آخر مدرسه و آخر دوره ی دبیرستان بود .دوره ای فراموش نشدنی و پر از خاطرات تلخ و شیرین.فارغ از تحصیل شدیم ،با دبیرهای مهربون و خشک ساختیم ،نیمکتهایی که چقدر روشون یادگاری و تقلبی نوشتیم و دبیرمون وقت امتحان جاهامون رو عوض میکرد و بعدش به هم میگفتیم کوفتت بشه جوابهایی که تو نوشتی من بیشتر نوشته بودم،مدیرمون که بعد از اردوی کرمان چقدر مهربون شده بود با همه ی مقرارتی بودنش ،معاونین که هر کدوم یه اخلاقی داشتن و با اینکه ما باهاشون شوخی میکردیم هوامونو خیلی داشتن، یا حتی راننده ی مدرسه که همسفر کرمان هم بود و امروز با بغض میگفت بچه ها یه کاری کنین شهریور هم ببینیمتون ،حیاط مدرسه که دسته دسته وسط حیاط توی آفتاب مینشستیم و ناهار میخوردیم و توی سر و کله ی هم میزدیم ،از کارگاه که بیشتر این ۲ سال عمرمون رو اونجا گذروندیم و هر روز نوبت 3نفر بود که تمیزش کنیم و ما از زیر کار در میرفتیم ،حیاط پشتی مدرسه که روزهای بارونی یواش میرفتم توی آبهای جمع شده و با پا میریختم رو بچه ها و سر و صدای همشونو در میآوردم.روزهایی که از دست همکلاسیهایی که برای یه پله ترقی حاضر بودن دوستاشونو زیر پا بزارن عصبانی میشدم و...و همه ی اینها خیلی زود گذشت و تموم شد و رفت و فقط خاطراتشه که برام میمونه و یه بغض کوچیک که راه گلوم رو گرفته نمیدونم چه احساسیه شاید همه ی شما این دوره رو گذروندین یا میگذرونین ولی بهر حال امروز خیلی سخت از همه ی این چیزها دل کندم و اومدم خونه تا ببینیم سرنوشت چه بازی داره ؟دانشگاه قبول میشم یا نه خدا میدونه!!!!
!
یه حرف ساده:تو میتونی گلی را زیر پاهات له کنی ولی محاله بتونی عطر آن رو از بین ببری.
یه حرف دیگه:دو گرسنه هر گز سیر نشوند جوینده ی علم و جوینده ی مال.

گفتم که چند تا عکس از اردوی کرمان میزارم اینجا.
راستش اونجوری که در مورد کرمان فکر میکردم اصلا نبود .بم هم که اصلا بوی زندگی نداشت.خبری از ساخت و ساز نبود.اکثرا توی کانتینر ها زندگی میکردند و اونطوری که اعلام میکنن در حال بازسازیه خبری نیست،تعداد آدمها اونقدر کم بود که میشد سریع اونها رو شمرد.احساس
بدی به همه دست داده بود،بوی غربت شدید رو با تمام وجود حس میکردیم و هر لحظه فکر میکردیم الان یه زلزله میزنه .
جاهای دیدنی زیاد داشت که یکی از اونها باغ شازده در کرمان که خیلی خیلی قشنگ بود.یه رستوران توریستی هم توی ارگ جدید بم بود که وقتی خواستیم بریم ما رو به عنوان دانشجو معرفی کردند
. البته دبیرهای همراه ما وقتی که چشمشون به خرابه های ارگ بم افتاد همگی به گریه افتادند و تاسف خوردن که به چه ویرانه ای تبدیل شده .خلاصه جای همه خالی در راه برگشت هم شب رو در سیرجان گذروندیم،البته شب ساعت ۱۰ رفتیم بازار برای خرید که با تعجب به ما نگاه میکردن ،حالا خوب بود آقای ابراهیمی همراه ما بود وگرنه همه ما رو ترور میکردن.خلاصه دیگه اینکه رفتیم و به سلامتی برگشتیم ،آخه مثل اینکه بعد از ما هم زلزله اومده و هم اشرار مردم بیچاره رو توی جاده به رگبار گرفتن.
یه حرف ساده:زندگی در حکم یک مدرسه است و تجربه،آموزگار ماست.
یه حرف دیگه:روح حقیقت را درون خود بیدار کنید تا راهنمای شما در زندگی باشد.